«بیت الاحزان» باعرض سلام دوستان گرامی از اینکه وقت گذاشته و به وبلاگ خودتون،بیت الاحزان سر زدین ممنونیم و امیدواریم که لحظات خوبی را سپری کرده باشین. tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com 2019-10-17T16:57:17+01:00 mihanblog.com السلام علیک یا علمدار کربلا تاسوعای حسینی را به همگان تسلیت عرض مینماییم 2015-10-22T19:34:04+01:00 2015-10-22T19:34:04+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/70 Reza Jamgohari ]]> . 2015-10-10T08:17:50+01:00 2015-10-10T08:17:50+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/69 Reza Jamgohari ]]> عشق یعنی محرم حسین و علمدار کربلا 2015-10-08T08:10:06+01:00 2015-10-08T08:10:06+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/68 Reza Jamgohari ]]> محرم نزدیکه السلام علیک یا اباعبــــدالله الحســــین 2015-10-07T05:45:08+01:00 2015-10-07T05:45:08+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/67 Reza Jamgohari ]]> باز جمعه شد و نیامدی آقاجان 2015-09-11T06:24:26+01:00 2015-09-11T06:24:26+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/66 Reza Jamgohari ]]> پیشاپیش ولادت با سعادت امام هشتم مبارک باد 2015-08-21T18:15:36+01:00 2015-08-21T18:15:36+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/65 Reza Jamgohari ]]> خدایا کمکم کن 2015-08-17T06:05:33+01:00 2015-08-17T06:05:33+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/64 Reza Jamgohari خدایا...پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که  بتوانم پنچره ی دلم را روبه حقیقت بگشایم... خدایا...یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی است، درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم... خدایا..پروردگارا...یاریم کن که شوق پرواز را همیشه درخود زنده نگهدارم ..... خدایا...توخود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن  ورهاشدن درگرداب فراموشی وسردرگمی است...پس تو ای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی








خدایا...پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که  بتوانم پنچره ی دلم را روبه حقیقت بگشایم...

خدایا...یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی است، درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم...

خدایا..پروردگارا...یاریم کن که شوق پرواز را همیشه درخود زنده نگهدارم .....

خدایا...توخود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن  ورهاشدن درگرداب فراموشی وسردرگمی است...پس تو ای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تابتوانم روزبه

 روزبه تو که سر چشمه تمام حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر شوم....

خدایا...همیشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فریاد می زنم:

خدایا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم...

خدایا،شرمنده ام از زیادی گناهانی که انجام داده ام ،شرمنده ام.

خدایا از قدر نشناسی خودم ، ازاین که هر روز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.

خدایا چه بگویم ازکدامین گناهم نزد تو طلب عفوکنم.خدایا به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم.

هروقت که خواستم زبان به حمد وثنایت بگشایم.اشک در دیدگانم جمع شدوبغض شرم  وپشیمانی ازگناهان دیگرمجال سخن گفتنم نداد.

 

خدایا ،مرا ازاین منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.به این پرنده ی اسیر پر وبالی ده تا خودش را ازاین قفس رهایی بخشد وطعم آزادی ورهایی را تجربه کند .

خدایا، مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تومی خواهی

خدایا، چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم وزبان به حمدوثنایت بگشایم درحالی که خودازکرده خویش آگاهم .چگونه می توانم دوستارتوباشم درحالی که برعهد وپیمانی که باتو بسته ام وفادارنبوده ام.

چگونه می توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالی هنوزشعله های عصیان دردرونم فروزان است.

بار الهی ها،چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسیرهواهای نفسانی خویشم

بار الهی ها،توازعلاقه ی من نسبت به خودت آگاهی ومی دانی که چقدر مشتاق رسیدن توام ولی هروقت که تصمیم گرفتم که به

 سوی توبیایم گناه به سراغم آمد و مرا ازتو دورساخت.

همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روزکه شده آنچه باشم که تو می خواهی وآنچه کنم که تو می پسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است.

بار الهی ها، می ترسم، ازخویش وازاین سرنوشتی درانتظارمن است می ترسم.ازاین بیابان وشوره زاری که درپیش روی من است

 می ترسم.می ترسم که مرگ به سراغم بیایدآرزوی رسیدن به تو را این بار ازمن بستاند.

پس ای پروردگاربی همتا  به لطف وکرم خویش مرا ازمرداب رهایی ده وتوانی ده خویشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.

خدایا به من فرصتی ده تاعاشق بودن راتجربه کنم

 

]]>
ولادت حضرت معصومه و روز دختر بر تمام بانوان این سرزمین را تبریک میگوییم 2015-08-16T04:24:54+01:00 2015-08-16T04:24:54+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/63 Reza Jamgohari همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید لاله و ریحان آمد خواهر سلطان آمد مدینه از میلادش چو جنّت الاعلا شد ز نور او نورانی تمامیِ دلها شد جمالِ او تفسیری ز صورت زهرا(س) شد رحمت و غفران آمد     خواهر سلطان آمد همه ز جا برخیزید ... شَعَف عیان از حُسن و صولتِ موسی الکاظم خنده عیان بر ماهِ       طَلعتِ موسیَ الکاظم صله بگیر از دستِ       حضرت موسی الکاظم دلبر و جانان آمد&nbsp


همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

لاله و ریحان آمد خواهر سلطان آمد

مدینه از میلادش چو جنّت الاعلا شد

ز نور او نورانی تمامیِ دلها شد

جمالِ او تفسیری ز صورت زهرا(س) شد

رحمت و غفران آمد     خواهر سلطان آمد

همه ز جا برخیزید ...

شَعَف عیان از حُسن و صولتِ موسی الکاظم

خنده عیان بر ماهِ       طَلعتِ موسیَ الکاظم

صله بگیر از دستِ       حضرت موسی الکاظم

دلبر و جانان آمد      خواهر سلطان آمد ...

ز ناز خود دردانه       به دامن بابا شد

سرورِ قلب مادر      روشنیِ دلها شد

ز لطف حق بر عالم       آینه ی زهرا(س) شد

کوثر قرآن آمد خواهر سلطان آمد

فلک بریزد امشب قمر به راه نجمه

ای رخ تو از اوّل                     نور نگاه نجمه

به ماه ذِلقعده شد    میلادِ ماه نجمه

بَرکتِ ایران آمد                خواهر سلطان آمد

 

]]>
شهادت امام صادق (ع) تسلیت باد 2015-08-10T08:04:42+01:00 2015-08-10T08:04:42+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/62 Reza Jamgohari امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود. سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد (امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن .ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( علیه السلام) را احضا


امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود. سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.

روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد (امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن .

ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آنحضرت رو کرد وگفت:

« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آیا درمورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»

امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...

ربیع میگوید: امام صادق( علیه السلام) رادیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنارمنصور نشست، لبهایش حرکت می کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر می شد .

وقتی که امام صادق( علیه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:

وقتی که شما وارد برمنصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی ولبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟

امام صادق( علیه السلام) فرمود : لبهایم رابه دعای جدم امام حسین ( علیه السلام) حرکت می دادم وآن دعا این است :

یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام

« ای نیرو بخش من هنگام دشواریهایم وای پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسایه رکن استوار وخلل ناپذیرت قراربده »

آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)

مفضّل بن عمر می گوید: منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد: خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواین دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( علیه السلام) آمد ومیان آتش گام برمی داشت ومی فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ

« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ وریشه دراطراف زمین پراکنده اند منم فرزند ابراهیم خلیل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»

برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)

سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.

این نکته راناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان رااز پیشوایان راستین خود، یعنی بنی امیه آموختند. معاویه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.

منصور توسط والی خود درمدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حیله گرانه به گریه وزاری وعزاداری او پرداخت.  اینکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی برای ما نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی درگلویم گیر کرده است.

شاید منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولی چه می توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعیت. مگر هرکسی میتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدلیل ابراز تأسف منصور ازمرگ او  وهم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.  دیگران هم همین افکار راداشته اند  ویا برخی دیگر ازآن به تردید یاد کرده اند.  ولی باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهدید منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه درخط امام کشی بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتی بود.

]]>
السلام علیک یا صاحب الزمان 2015-08-03T12:39:34+01:00 2015-08-03T12:39:34+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/60 Reza Jamgohari دنیا به روی سرم شد آوار بیادر سینه دوباره غم شد انبار بیاتکرار نبودن تو، تقصیر من استدل خسته ام از این همه تکرار بیا 



دنیا به روی سرم شد آوار بیا

در سینه دوباره غم شد انبار بیا

تکرار نبودن تو، تقصیر من است

دل خسته ام از این همه تکرار بیا

 

]]>
رمضان هم به پایان رسید و ما چه کردیم 2015-07-12T13:35:00+01:00 2015-07-12T13:35:00+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/59 Reza Jamgohari ]]> شب های قدر نزدیک است التماس دعا داریم 2015-07-04T07:08:28+01:00 2015-07-04T07:08:28+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/58 Reza Jamgohari




]]>
رمضان 2015-06-16T14:39:03+01:00 2015-06-16T14:39:03+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/57 Reza Jamgohari آمد رمضان و عید با ماستقفل آمد و آن کلید با ماستبربست دهان و دیده بگشادوان نور که دیده دید با ماستآمد رمضان به خدمت دلوان کش که دل آفرید با ماستدر روزه اگر پدید شد رنجگنج دل ناپدید با ماستکردیم ز روزه جان و دل پاکهر چند تن پلید با ماست روزه به زبان حال گویدکم شو که همه مرید با ماستچون هست صلاح دین در این جمع منصور و ابایزید با ماست




آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل
وان کش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست 

روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست

چون هست صلاح دین در این جمع 
منصور و ابایزید با ماست
]]>
شهدا یک کلام شرمنده ایم 2015-06-10T15:43:05+01:00 2015-06-10T15:43:05+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/55 Reza Jamgohari شهدا یک کلام شرمنده ایم.... شهدا

یک کلام

شرمنده ایم

....

]]>
آنها چه کردند و ما چه کردیم (175 شهید غواص با دستانی بسته) 2015-06-10T08:23:15+01:00 2015-06-10T08:23:15+01:00 tag:http://beytolahzanmanoojan.mihanblog.com/post/54 Reza Jamgohari ]]>